در دانش آموزان دبیرستانی بیشتر قلدری کلامی و سپس قلدری فیزیکی رواج دارد در حالی که در دانش آموزان سنین پائین تر بیش تر قلدری مشاهده شده از نوع فیزیکی است. (ویلیامز وگیارا5 ، 2007 ؛به نقل از چالمه ،1392) به لحاظ تفاوت های جنسیتی ، در پسران بیش تر قلدری فیزیکی و در دختران بیش تر قلدری کلامی رواج دارد (اسمیت وگروس6 ، 2006)
نتیجه تازه ترین تحقیقات زمینه یابی ، میزان شیوع قلدری را در بین دانش آموزان کشورهای مختلف نزدیک به 50 درصد گزارش می کند (وانگ، لاک، لو و ما و همکاران7،2008؛ به نقل از بیرامی ،1391).
1-Due
2- Peshkin، Tortolero، markham، Addy
3-Kaltiala-Henio، Rimpelae، Rantanen& Rimpelae
4-Cohn & Canter
5-Williams and Guerra
6-Smith & Gross
7-Wang، Lok، Lo & ma
تاکنون در جامعه ما درباره ی قلدری در مدارس و تأثیر آن بر افراد و عملکرد آن ها بررسی چندانی صورت نگرفته است.فقدان ابزار مناسب برای ارزیابی رفتارهای قلدرمآبانه دانش آموزان و استفاده از آن در فعالیت های پژوهشی ، درمانی ، مشاوره ای و آموزشی به شدت به چشم می خورد. از این رو با توجه به شیوع روزافزون قلدری دربین نوجوانان و کودکان به عنوان پیش زمینه ای برای بروز خشونت های مدرسه ایشدید تر و افت کیفیت زندگی بزرگسالی آنان ، لازم است تا صاحبنظران عرصه ی تعلیم و تربیت ، به ویژه روانشناسان در صدد یافتن راهکارهای مداخله ای و پیشگیرانه با در نظر گرفتن ویژگی های زندگی نوجوانان قرن 21 و استفاده فزاینده آنان از تجهیزات الکترونیکی باشد. در سایر کشورها قلدری در مدارس و دیگر حوزه های اجتماعی ( خانواده ، محیط کار ، و. . .) به طور کارآمدی بررسی شده است و مؤسساتی ایجاد شده اند که به مردم خدمات مقابله با قلدری یا متوقف کردن قلدری ارائه می دهند.
بنابه یافته های موجود روش بازی درمانی،سبب کاهش نشانه های اختلال های برون سازی شده از جمله ( اختلال نافرمانی مقابله ای ، قلدری) در کودکان مبتلا به این اختلال ها می شود ومی توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای سود جست.
بازی کارکردی مناسب با سن است. تلاشی که همزمان در یک فرایند بدنی و اجتماعی اتفاق می افتد.بازی عموماً نقطه ی مقابل کار است. یک فعالیت سرگرم کننده که فارغ از اجبار و غیر منطقی بودن فرصت مناسبی را جهت بیان احساسات به فرد می دهد.
پژوهشگران عمده ترین ویژگی بازی را لذت بخش بودن آن می دانند.بازی یک فعالیت کاملاً ذاتی است که به وقایع یا افراد پیرامون ما وابسته نیست (کسیکسزنتمیهالی، دالینو ،بیشاپ، هات1و همکاران ،1976؛بهنقل از نادره سهرابی شگفتی، 1390).
بازی درمانی2تکنیکی است که به وسیله آن طبیعت کودکان به صورت بیانی معنی می شود و روشی است برای مقابله با استرس های هیجانی و هم چنین برای کودکانی که دچار آشفتگی های ناشی از مشکلات خانوادگی هستند به کار می رود. درمانگراتی که کار بازی درمانی را انجام می دهند ، معتقدند که این تکنیک به کودکان اجازه
8
می دهد مسائلی را که نمی توانند در محیط روزانه شان مطرح کنند در قالب بازی ارائه دهند و با هدایت درمانگر هیجانات مخفی خود را نمایان کنند. در بازی درمانی ، درمانگر رفتار کودکان را بدون قید و شرط می پذیرد بدون اینکه آن ها را غافلگیر کند ، با ان ها بحث کند و یا نادرستی کار آن ها را به آن ها گوشزد کند.تحقیقات انجام شده در سال های اخیر تأکید پژوهشگران را بر بازی درمانی نشان می دهد و آن را به عنوان تکنیکی که مشکلات هیجانی و اجتماعی را کاهش می دهد مطرح می کند. (براتون ، رای ، رهاین و جونز1، 2005؛بهنقل از سهرابی شگفتی، 1390)پژوهش ها نشان داده اند بازی درمانگری یکی از مؤثرترین شیوه های درمانی در مورد کودکانی است که مورد آزار و سوء استفاده قرارگرفته اند ( نورکامب، وودینگ، مارینگتون2، 2000؛به نقل از زهرا برزگر1392) پژوهشگران توانستند با استفاده از روش بازی درمانگری فردی و گروهیحرمت – خود آسیب دیده این کودکان را بهبود بخشند و حتی تسلط برخورد را در آنان تقویت کنند.
ری3 (2005)؛ از بازی درمانگری برای کاهش رفتارهای اغتشاش آمیز در مدرسه بهره گرفت (نقل از برزگر،1392).
پری4 (1988) در مطالعه ای توانست الگوهای رفتار برونی سازی شده را در کودکانی که در مدرسه دچار مشکلات سازشی بوده اند ، اصلاح کند ( نقل از برزگر،1392).
دوگرا ، پراراگاران،(1994) نیز دریافتند که بازی درمانگری می تواند پرخاشگری را تاحد زیادی تخفیف دهد ( به نقل از براتون، ری ، راین و جونز، 2005).
لوئیس و کاچر5 (2002) دریافتند بازی درمانگری توانسته از شدت رفتارهای ضد اجتماعی و پرخاشگری کودکان بکاهد (نقل از برزگر،1392).گیل 6(2003) در پژوهشی به تأثیر بازی درمانی در درمان کودکان مبتلا به آزار جنسی پرداخت. نتایج پژوهش او نشان داد که بازی درمانی باعث سازماندهی ذهن ، احساس امنیت و ایجاد احساس امنیت در کودک می شود .
بیش از 5 دهه است که از بازی درمانی به عنوان روش مناسب در درمان کودکان استفاده می شود.از دلایل موفقیت
Rhine & jones،Ray ،1- Bratton
2- Nurcombe،Wooding، Marrington
3-Ray
4-Perry
5-Lewis &karcher
6-Gil
این روش در درمان کودکان، عدم نیاز به تفکر انتزاعی و مهارت های کلامی در ابراز رفتار است.برای کودکان اسباب بازی بیانگر زبان آنهاست و بازی کردن گفتگوی ان ها محسوب می شود. می توان بازی درمانی را فرایندی
بین فردی تعریف نمود که درمانگر طی آن تلاش می کند به صورتی منظم با استفاده از بازی به کودکانی که دارای مشکلات روانشناختی هستند کمک نماید یا از بروز مشکلات هیجانی در آن ها جلوگیری کند.در این تکنیک ، به وسیله توسعه روان با بازی کردن نقش های مختلف و مراوده و برقراری ارتباط می توان فرصت پیشگیری را فراهم نمود.
کودکان از طریق بازی ارتباط برقرار می کنند،مشکلات کودکان در جریان بازی اغلب توأم است با عدم توانایی بزرگسالان برای درک و پاسخگویی به آنچه که کودکان احساس می کنند و یا تلاشی که آن ها برای ایجاد ارتباط می نمایند (هیوز1 ، 1387).
اکثر بزرگسالان از کودکان انتظار دارند با آن ها از همان طرف که با بزرگسالان خود راحت تر هستند ایجاد ارتباط نمایند، یعنی ارتباط کلامی و آن ها به جای این که با کودک درحد کودکانه رفتار نمایند ، از او انتظار دارند که خود را به حد یک بزرگسال برساند.اکثر بزرگسالان قادرند احساسات ( درماندگی و اضطراب ) و مشکلات خود را درقالب کلام اظهار دارند.درحالی که محدود نمودن کودکان به بیان خود از طریق کلامی سبب محدودیتهای غیر لازم و غیر واقعی در ارتباطی که باید بین کودک و مشاور به وجود آید ، می گردد (هیوز ، 1387).
ارتقای سطح سلامت فردی یک موضوع جهانی است که نسبت به سلامت اجتماعی و شغلی از اهمیت بالاتری برخوردار است ( روسو، دومیترسکو، دانیلا وزنو2، 2013؛به نقل از سید احسان افشاری زاده و همکاران، 1392). هنگامی که فرد بتواند سلامت روانی شخصی خود را با ارائه برداشت های منطقی از خود فراهم نماید ، بالطبع جامعه نیز در حیطه سلامت روانی ارتقا خواهد یافت. یکی از عوامل مهمی که مطرح می شود ” خود3 ” و بررسی کیفیت ” خود ” میان افراد است. ( کیامنش و پور اصغر ، 1385؛ به نقل از افشاری زاده ، 1392). خودپنداره4، نظام پویایی است که با اعتقادات5، ارزش ها6، رغبت ها7، استعدادها8، و تواناییهای فرد ارتباط دارد. این عوامل از
1-Hughes
2-Zetu ، Danila،Dumitrescu،Rosu
3-Self
4- Self concept
5- beliefs
6- values
7- sen timents
8-talents
تعیین کننده های مسیر زندگی فرد هستند. خودپنداره، ارزیابی کلی فرد از خودش است. این ارزیابی ناشی از ارزیابی های ذهنی فرد از ویژگی های خود است که ممکن است مثبت یا منفی باشد خودپنداره مثبت1، نشان دهنده ی این است که فرد خودش را در مقام شخصی با نقاط قوت و ضعف می پذیرد و این امر موجب بالا رفتن اعتماد به نفس او در روابط اجتماعی می شود. خودپنداره منفی2، منعکس کننده احساس بی ارزشی و بی لیاقتی و نیز ناتوانی خود است.( بونگ و اسکالویک3،2003، به نقل از مهوش رقیبی و غلامرضا میناخانی؛ 1390)
کودکان نسبت به بزرگسالان، خودپنداره ساده ای دارند، تغییر جزئی مثبت در آن می تواند کارکرد زیادی خصوصاً در افزایش عزت نفس و مقابله با مشکلات پدید آورد. قصه و نمایش در بیانی نمادین و جذاب به گونه ای غیر مستقیم تصور کودکان را در مقابله با توانایی های خود بازسازی می کند و خود پنداره آن ها را بالا می برد.(به نقل از فرح نادری و زینب انصاری اصل؛ 1390). کودکان با ایجاد ارتباط با دیگران خود را می شناسند. نظرات و عقاید آن ها درباره خودشان بسیار تحت تأثیر نظرات اطرافیان آن هاست، به واسطه نظر دیگران است که می فهمند فرد خوبی هستند یا نه، آیا دوست داشتنی هستند یا نه، با هوش اند یا کودن، کودکانی که احساس خوبی دارند، خود پنداره مثبتی را در درون خود پرورش داده اند و نسبت به دیگر کودکان ارتباط بهتری را با بقیه برقرار می کنند. انتظارات والدین از کودکان تأثیر بسزایی در خودپنداره کودکان می گذارد. اگر انتظارات والدین از کودکان بیش از اندازه باشد در آن ها ایجاد سرخوردگی می کند و دست از تلاش بر می دارند، در واقع انتظارات والدین باید متناسب با توانایی کودک و معقولانه باشد تا کودک آسیب نبیند. (گلپسی ادواردز4، 2002؛ به نقل از فرح نادری و زینب انصاری اصل؛ 1390).
خود پنداره دارای سه سطح است : سطح اول ، خودپنداره فردی است که به صفت و توانایی های فردی اشاره دارد. سطح دوم ، خود پنداره ارتباطی است که خود را بر اساس نوع ارتباط با دیگران داوری می کند ، و سطح سوم ، خودپنداره جمعی است که به مقدار عضویت در گروه باز می گردد (سرور خاکسار و همکاران، 1386؛ به نقل از افشاری زاده ،1392).
راجرز معتقد است که خودپنداره از راه روابط اجتماعی به دست می آید و در واقع شخص خود را بر اساس آنچه از سایرین تصور می کند میبیند نه بر اساس آنچه خودش درک می کند. طبق الگوی شناختی اجتماعی پکران، از

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1- positive self- concept
2-negative self- concept
3- Bong & skaalvik
4- Gilles pie Edwards
لحاظ نظری، میان هیجانات مثبت و منفی و خود پنداره رابطه ای قابل تعیین است که بر اساس گفته ی هنسفورد و هاتی(1982) رابطه ی مثبتی بین خودپنداره عمومی و پیشرفت تحصیلی (مارش1و سیفون، 2012، به نقل از افشاری زاده و همکاران؛ 1392) وجود دارد.
بیلس (1950) ، نخستین کسی بود که بر اثر بخشی بازی درمانی در کودکان مبتلا به مشکلات یادگیری پرداخت او توانست با بازی درمانگری مهارت های خواندن را در کودکانی که در تحول خواندن با تأخیر مواجه بودند ارتقا دهد. بدین ترتیب بازی درمانی گری فردی و گروهی ، افزایش سطح خودپنداشت و بهبود توانایی خواندن را در برداشت.
پورتر و لیلی (2003) ، نیز به این نتیجه رسیدند که بازی درمانی می تواند سطح خودپنداشت کودکان را افزایش دهد و به بهبود مهارت های اجتماعی منجر شود. بازتاب رفتارهای قلدر مآبانه خودپنداره کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد.
بازی درمانی روش مناسبی در اصلاح رفتار ، توسعه خودپنداره و ارتقا مهارت های اجتماعی مناسب می باشد. در واقع درمانگر در جریان بازی درمانی با ایجاد یک شبکه ی ارتباطی پویا با کودک ، فرصت کشف ، ابراز و درک بهتر افکار و احساسات را برای آن ها مهیا می کند.دریافت چنین خدماتی از سوی کودکان اغلب برای والدین هزینه بر می باشد. به همین دلیل شاید بتوان مدرسه را محلی مناسب برای ارائه خدمات بازی درمانی پیشنهاد نمود.این پیشنهاد به این دلیل قابل طرح است که تمام کودکان در ارتباط با مدرسه می باشند. مدرسه محیطی امن برای خانواده و کودک به شمار می آید و مسئولان و معلمان اولین افرادی هستند که بلا واسطه با کودک در ارتباط هستند. و اولین افرادی هستند که با مشکل کودک مواجهه و به آن به شکلی پی می برند.به این ترتیب ارائه خدمات بازی درمانی در مدارس فرصت استفاده از این خدمات را برای تمام کودکان مهیا می سازد و از سوی دیگر مدرسه را در انجام امور خود ( آموزشی و یادگیری مؤثر) موفق می سازد.
مثمر ثمر بودن خدمات بازی درمانی در مدارس را می توان بر اساس موارد ذیل تبیین نمود :
– بازی درمانی باعث بهبود نوع رابطه کودکان با مسئولان می گرددو
– از طریق بازی درمانی مشکلات هیجانی، رفتاری و اجتماعی در سر راه آموزش و پرورش و یا دیگری کاهش می یابد.
– بازی درمانی باعث ارتقا سطح انطباق کودک با کلاس می گردد.
– بازی درمانی موجب ارتقا مهارت های ارتباطی و اجتماعی در دانش آموزان می گردد.

1-Marsh
– نیاز کودکان دارای مشکل و در مخاطره در جریان بازی درمانی برای مسئولان مدرسه می گردد و از طریق بازی درمانی مسئولان و معلمان مورد حمایت قرار می گیرند.
با توجه به ماهیت موضوع این پژوهش متغیر مستقل بازی درمانی گروهی و متغیر های وابسته قلدری و خود پنداره می باشد که پژوهش حاضر در پی آن است تا اثر متغیر مستقل را بر وابسته مشخص و تعیین نماید. از این رو مسأله مورد پژوهش آن است که آیا بازی درمانی در کاهش قلدری و افزایش خودپنداره دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهرستان کنگاور اثر بخش است؟
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
اختلالات رفتاری جزء شایع ترین اختلالات دوران کودکی است. در بررسی جمعیت طبیعی، شیوع این اختلالات در ایالات متحده آمریکا در بین دانش آموزان سنین مدرسه 6/8 درصد (هانت1 و همکاران، 2002؛ نقل از خوشابی، 1386؛ نقل از زهرا برزگر،1392) در دانمارک 10 درصد (ایگلاتد2 و همکاران، 2000؛ به نقل از برزگر،1392) در انگلیس 8/6 درصد (راتر3 و همکاران، 1965؛ نقل از اسفند آبادی و همکاران، 1382) می باشد.
قرار گرفتن کودکان و نوجوانان در معرض عوامل خطر ساز سبب بالا رفتن آمار فوق می شود. اختلالات رفتاری از اختلالات شایع در کودکان مراجعه به مراکز توان بخشی است (بهنیا، 1381؛ به نقل از برزگر، 1392)
مهرابی (1384)، نیز در پژوهشی که در اصفهان انجام داد، دریافت که 2/13 درصد دانش آموزان دوره ی ابتدایی دارای اختلالات رفتاری هستند.
در یکی از اولین مطالعاتی که با استفاده از ملاک های DSM روی کودکان کم سن و سال انجام گرفت، 21 کودک از 100 کودک واجد ملاک DMS بودند و بیشترین اختلال آن ها را اضطراب جدایی و اختلال نافرمانی مقابله ای تشکیل می داد.
قلدری نیز یکی از اختلالات رفتاری شایع است که رفتارهای قلدر مآبانه بر سلامت جسمی افراد تأثیر دارد.قلدری کردن شکلی از پرخاشگری نظام مند و تکراری است که همسالان در آن گرفتار می شوند و پهنه ای از مسائل روان شناختی مانند، خود کنترلی ضعیف، ارتکاب رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکاری را شامل می شود (هینیو همکاران، 2001؛ریگبی، 2001؛ نانسل و همکاران4،2001؛ به نقل از محمد راضی مرادی و همکاران، 1389) .
قلدری در دوره دبستان شروع شده و در دوران راهنمایی و سال اول متوسطه تشدید می یابد اما بعد از کلاس نهم روندی کاهشی دارد (برت هولد و هوور5، 2000؛ نقل از والدن و بیران6، 2010) مبنی بر تحقیقات، اوج قلدری در پایه ششم تا هشتم است (پلگرینی ولانگ7، 2002؛ نقل از لی، 2010؛به نقل از منصور بیرامی و همکاران، 1391).
آمارها نشان از شیوع قلدری در میان دانش آموزان و نوجوانان دارد به طوریکه حدود 29 درصد دانش آموزان کلاس های ششم تا دهم به طور متوسط یا بیشتر درگیر قلدری بوده اند (نانسل8 و همکاران، 2001؛بهنقل از
1- Haunt
2- Igllated
3- Rutter
4- Haynie، Rigby، Nansel
5- Berthold & Hover
6-Walden & Beran
7- Pellegrini & Long
8- Nansel
بیرامی و 1391).ارزیابی ها شیوع رفتارهای قلدرمآبانه در دوره نوجوانی بین 15 تا 70 درصد در منابع گوناگون گزارش کرده اند (کینگ ، ولد، تادور، اسمیت و هارل1،1994؛بهنقل از چالمه ، 1392).
علی رغم توجه بسیار زیادی که به این موضوع شده و تلاش هایی که برای از بین بردن آن صورت گرفته است اما هم چنان معضل قلدری و زورگویی به قوت خود باقی مانده است. بسیاری از تحقیقاتی که در مدارس صورت گرفته است بیشتر در مورد افراد پرخاشگر و متجاوز متمرکز است. اگر هر یک از راهبردهای اجرائی شده به شکست بینجامد، شاید دیگر زمان آن رسیده باشد که به دنبال شناخت راهکارها و هم چنین احتمالات جدیدتری برای مشخص کردن مشکل قلدری و تهدید باشیم. با وجود اینکه مطالعات کمی و کیفی متعددی در مورد قلدری وجود دارد اما بیشتر پژوهش ها در این زمینه کمی بوده است و در آن ها به موضوعات فرآیند روابط و بافت اجتماعی که به عنوان یک فاکتور اصلی در نظریه ی قلدری مطرح می باشد توجه نشده است
با توجه به اثرات مخرب رفتارهای قلدرآنه بر دانش آموزان قربانی قلدری لازم و ضروری بود تا در جهت روشن شدن چگونگی مواجهه با این پدیده و کاستن از اثرات مخرب و ویران کننده آن بر زندگی افراد پژوهش هایی انجام شود در این پژوهش سعی شده است تا حوزه های قلدری (کلامی ، جسمانی، عاطفی) مشخص شود و تأثیر بازی درمانی گروهی را بر افراد قلدر مشخص کند.
بازی درمانی یک روش درمانی است که برای درمان مشکلات و اختلالات کودکان مورد استفاده قرار می گیرد. هر چند کاربردهای بازی درمانی در مطالعات متعدد مورد تأیید قرار گرفته است، ولی اندازه گیری رفتارهای مشکل دار، هدف و تظاهرات تغییر آن به ندرت گزارش شده است.
در میان روش های مختلف درمانگری، بازی درمانی یکی از شاخص ترین و پرکاربردترین روش ها است که پژوهشگران و روانشناسان متعددی طی چندین دهه از این روش برای درمان طیف وسیعی از اختلالات و مشکلات بهره جسته اند و اثر بخشی آن را به تأیید رسانده اند (براتون، ری، راین و جونز2 ، 2005؛به نقل از زهرا برزگر، 1392) .
بازی درمانی بهترین شکل مداخله ای مشاوره ای برای کودکان است (جوزفین3، 2007؛به نقل از زهرا حمزه لوی، 1390) بازی درمانی گروهی برای درمانگر فرصتی را فراهم می کند که به کودکان کمک کنند تا یاد یگیرند تعارضات خود را حل نمایند (دایل جونز4، 2002).
1- KingWold،tudor،Smith &Havel
2- Bratton،Ray،Raine & jones
3- Josepin
4- Dayle Jines
اهداف کلی بازی درمانی گروهی، کمک به مشارکت یادگیری، خود کنترلی، کمک به ابراز احساسات، احترام گذاشتن، پذیرفتن خود و دیگران، بهبود رفتارهایی همچون مهارت های اجتماعی است (لندرث، 2002؛ نقل از باگرلی و باکر1،2005).
بازی یکی از مهم ترین مؤلفههای زندگی کودک است، کودکان از طریق بازی می توانند مهارت های پایه و اجتماعی را یاد بگیرند و از طریق بازی رشد کنند به خصوص وسایل بازی، زمینه بازی یک نقش تعیین کننده در بازی کودک دارد تا از این طریق بتواند اطرافش را کشف کند. بازی کیفیت زندگی را از طریق رشد تفکر خلاقانه بهبود می بخشد (میکایلین2، 2010؛به نقل از برزگر، 1392).
بازی برای رشد بسیار مهم است زیرا با بهزیستی عاطفی و اجتماعی و فیزیکی کودکان و نوجوانان در ارتباط است تاریخ روان درمانی پر است از تلاش در جهت تقویت امتیازهایی که روان درمانی دارد، شناخت و اهمیت بازی گام مهمی در مسیر این تلاش است (کاشانی و وزیری، 1999؛به نقل از زهرا برزگر، 1392).
بازی درمانی نوعی مداخله ی آموزشی، سلامت روانی و یا رشدی است که برای کمک به کودکان طراحی شده است تا امکان شادی و سازگاری آن ها را فراهم کند. بازی شیوه ای مؤثر برای کار با کودکان 2 تا 12 ساله می باشد زیرا در این سنین، رشد شناختی کودکان و توانایی مکانی و ساختن افکار و اندیشه ها محدود است. بازی جزء سازنده زندگی کودک، شیوه طبیعی یادگیری و برقراری ارتباط با دیگران است. بازی درمانی شامل استفاده از بازی برای ارتباط برقرار کردن با کودکان و کمک کردن به کودکان است تا بیاموزند مشکلاتشان را حل کنند و رفتارهای منفی شان را تغییر دهند.مشکلات کودکان اغلب به خاطر عدم توانایی بزرگسالان برای درک و یا پاسخگویی مؤثر به احساسات، و کوششهای آن ها جهت ارتباطاتی می باشد. این شکاف ارتباطی زمانی عمیق تر می شود، که بزرگسالان اصرار می کنند تا کودکان همان وسیله ی ارتباطی (بیان کلامی) که خود آن ها (بزرگسالان)استفاده می کنند را بپذیرند. کودکان از طریق بازی احساسات، ناکامی ها و اضطراب های خود را بیان می دارند. در نتیجه بازی ها برای درمانگران وسیله مناسبی هستند تا به دنیای کودکان وارد شوند و به آن طریق آن ها را بیشتر و بهتر بشناسند و به مشکلات آن ها پی ببرند. هیچ یک از فعالیت های کودکان در بازی، توسط بزرگسالان کنترل نمی شوند. در بازی درمانی به کودکان فرصت استفاده از قدرت، خلاقیت و تصمیم گیری داده می شود.
درمان های غیر دارویی همچون روان درمانی و مشاوره کودکان، با استفاده از بازی درمانی برای درصد قابل ملاحظه از کودکان نتیجه بخش بوده است. هرگاه زبان کلامی برای ابراز افکار و احساسات کودکان کفایت نکند،
1- Baggerly & Parke
2- Michaelen
درمانگران از بازی درمانی برای کمک به کودکان، برای ابراز آنچه آن ها را ناراحت کرده است استفاده کنند (جیل1، 1991؛به نقل از بهزاد آذرینوشان و همکاران، 1391).
از آنجائیکه بازی یک بخش لازم از زندگی به نظر می رسد طبیعتاً به عنوان یک روش مقابله با مشکلات کودکان در یک موقعیت به کار می رود (مولیناری2، 1997؛به نقل از زهرا حمزه لوی، 1390).
بازی به دلایل زیر اهمیت دارد
1) بازی به کودکان اجازه می دهد تا احساسات خود را به صورتی کارآمد بیان کنند و برای انجام این کار، بازی راهی طبیعی است.
2) بازی به بزرگسالان اجاره می دهد که وارد دنیای کودکان شوند و به کودکان نشان دهند آن ها را به رسمیت می شناسند و می پذیرند. وقتی یک بزرگسال با یک کودک بازی می کند، نوعی تساوی قدرت موقتی وجود دارد، کمتر احتمال دارد که کودک از جانب بزرگسال احساس تهدید کند.
3) از آنجایی که بازی برای کودکان لذت بخش است، کودکان را ترغیب می کند تا آرام باشند و از این رهگذر اضطراب و حالت دفاعی آن ها را کاهش می دهد.
4) مشاهده کودکان در حین بازی به بزرگسالان کمک می کند تا آنها را بهتر درک کنند (هیوز، 1387).
5) بازی فرصت هایی را برای رهاسازی احساساتی نظیر خشم و ترس در اختیار کودکان قرار می دهد که بیان آن ها به شیوه ای دیگر دشوار است، بازی به کودکان اجازه می دهد تا بدون ترس از سرزنش بزرگسالان ناکامی خود را بر سر وسایل بازی تلافی کنند.
6) بازی فرصتی را برای کودکان فراهم می سازد تا مهارت های اجتماعی را که ممکن است در سایر موقعیت ها سودمند باشند، به دست آورند.

ثابت شده است که بازی درمانی یک رویکرد درمانی مؤثر برای کودکان با مشکلات دلبستگی، آشفتگی های عاطفی، کودکان آزار دیده و مورد غفلت واقع شده، کودکان پرخاشگر، کودکان گوشه گیر، و کودکان با مشکلات یادگیری می باشد (پیترهیوز، 1991؛ ترجمه گنجی، 1384؛ ص 95).
پژوهش حاضر در نظر دارد تا با بهره گیری از شیوه های بازی درمانی گروهی به کمک کودکان برود و در صورت مؤثر واقع شدن این روش مداخله می تواند به عنوان روشی کم هزینه و سرگرم کننده برای کودکان به طور گسترده مورد استفاده قرار بگیرد. و با توجه به اینکه قلدری یکی از اختلالات رفتاری است به دنبال راهی برای کمک به
این کودکان در مدارس و یا حتی منزل و توسط والدین، تصمیم گرفتیم تأثیر بازی درمانی گروهی را بر روی این اختلال بسنجیم.
1- Jill
2- Molinari
اهداف پزوهش:
هدف اصلی :
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازی درمانی گروهی در قلدری و خودپنداره دانش آموزاندختر مقطع راهنمایی شهرکنگاوردر سال تحصیلی 94-1393است.
اهداف فرعی:
1- تعیین میزان اثربخشی بازی درمانی گروهی در کاهش قلدری دانش آموزان دختر
2- تعیین میزان اثربخشی بازی درمانی گروهی در افزایش خود پنداره دانش آموزان دختر
فرضیه‏های پزوهش:


پاسخ دهید