نتیجه‌گیری:130
فصل چهارم: شگردهای فتنه گران132
1. عوام‌فریبی133
2. نشر اکاذیب136
3. تهمت138
4. تهدید140
5. تطمیع142

6. استفاده از شعارهای خوب و جذاب145
7. تحریک احساسات147
8. درآمیختن حق و باطل148
فصل پنجم: وظایف ما در مقابله با فتنه‌ها150
مقدمه:151
گفتار اول: وظایف فردی مؤمنان در برابر فتنه‌ها153
1. حفظ دین و ارزش‌ها153
2. رجوع به قرآن156
3. تمسک به اهل‌بیت پیامبر156
4. حفظ هوشیاری و پرهیز از سواری دادن به فتنه‌گران157
5. امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر158
6. شناخت و پیروی از رهبری در نظام اسلامی161
گفتار دوم: وظایف نخبگان در برابر فتنه‌ها162
1. تقویت فرهنگ دینی162
2. الگو بودن برای دیگران163
3. تلاش برای ایجاد و حفظ وحدت165
گفتار سوم: وظایف دولت اسلامی درمواجهه با فتنه‌ها166
1. تقویت معرفت و ایمان مردم166
2. پیشگیری از نفوذ بیگانگان در بدن دولت167
3. حفظ وحدت جامعه در پرتو ولایت‌پذیری168
4. مقاومت در برابر خواسته‌های نامشروع فتنه‌گران168
5. بردباری و مدارا169
نتیجه‌گیری:172
فهرست منابع و مؤاخذ176
مقدمه
از موضوعات جالب‌توجه در عرصه‌ی مسائل اجتماعی و سیاسی اسلام موضوع “فتنه و فتنه‌گری” در قرآن و روایات است، این دو منبع روشن گر، در موارد متعددی، توجه مسلمانان را به مقوله فتنه و نقشه‌های فتنه گران، معطوف و مؤمنان راستین را به هوشیاری در برابر کسانی که با راه انداختن “گردباد فتنه”، فضای فرهنگی و سیاسی جامعه را غبارآلود کرده و بدین‌وسیله حق را باطل و باطل را حق جلوه می‌دهند، فراخوانده است.
تاریخ سیاسی-اجتماعی صدر اسلام مملو از عبرت‌ها و قواعد تعمیم‌پذیری برای مسلمین است؛ چه آنگاه‌که با حکومتی جائر و طاغوت سروکار دارند و چه وقتی‌که خود به تأسیس حکومت الهی دست می‌زنند یا با جنگ و تجاوز دشمنان خارجی مواجه می‌شوند یا گرفتار تفرقه و درگیری‌های داخلی‌اند. خوشبختانه تاریخ طولانی حضور معصومین علیه‌السلام در میان مسلمانان (263 سال)، صحنه‌های مختلفی از موضع‌گیری‌ها و هدایت‌های آنان را در خود ثبت کرده که می‌تواند مخصوصاً برای شیعیان الگویی جامع برای طی طریق باشد. در این میان، دوره ده‌ساله حکومت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و پنج‌ساله امام علی اهمیتی مضاعف می‌یابد.
این هوشیاری و بصیرت زمانی حاصل می‌شود که افراد جامعه، نسبت به مقوله‌ی فتنه، ترفندها و نشانه‌های فتنه گران ونیز شیوه‌های مقابله با آنان، آگاهی کافی داشته و از رهنمودهای آخرین کتاب آسمانی و همچنین هدایت‌های امام معصوم (ع)، مخصوصاً امام علی که بخش زیادی از زندگانی سیاسی خود در ستیز با فتنه گران، سپری کرده، بهره‌مند گردند.
چنانچه در حدیث است “اِذا التَبَست عَلیکُمُ الفِتنُ فَعَلَیکُم بِالقُرآن”1؛ هنگامی‌که فتنه‌ها بر شما روی آورد و امربر شما مشتبه شد، به قرآن مراجعه کنید؛ یعنی درواقع از قرآن در حوادث و طوفان فتنه‌ها، هدایت و راهنمایی بخواهید و می‌دانید زمانی این راهنمایی تحقق می‌یابد که ما آیات مربوط به فتنه و فتنه گران را بررسی و از پیام‌های روشن گرایانه ی آن درس بگیریم.
امید است تحقیق حاضر که در پاسخ به این نیاز اجتماعی سیاسی و با استفاده از قرآن و روایات، تدوین‌شده، چراغ راهمان در شب‌های تاریک فتنه‌ها و کشتی نجاتمان در امواج شکننده‌ی توطئه‌های دشمنان داخلی و خارجی باشد.
(انشاءالله)

کلیات
1. تبیین موضوع:
در این پایان‌نامه سعی بر این می‌شود با توجه به بروز فتنه در دوران مختلف و تکرار آن‌ها در دوران حاضر و همچنین لزوم مقابله با آن‌ها به بررسی فتنه‌های صدر اسلام از منظر آیات و روایات پرداخته می‌شود تا با بهره‌گیری از آن و روش پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امام علی بتوانیم در مقابله با فتنه‌های زمان آشنا شده و با آن‌ها مقابله نماییم. منظور از فتنه در این تحقیق فتنه‌های اجتماعی است؛ که بسیاری از افراد جامعه مستقیماً با آن درگیر می‌شوند یا با آثار آن مواجه می‌گردند. لذا در این تحقیق به فتنه‌های فردی پرداخته نمی‌شود. منظور از صدر اسلام زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امام علی (علیه الاسلام) است. در این پایان‌نامه با توجه به تعدد روایات موجود در این موضوع تنها به روایات پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امام علی (علیه الاسلام) بویژه از نهج البلاغه استناد شده است.
2. ضرورت تحقیق:
ضرورت شناخت فتنه‌های اجتماعی و چگونگی مقابله با آن بر هیچ‌کس پوشیده نیست و در این میان شناخت فتنه‌های صدر اسلام با توجه به نو پا بودن حکومت اسلامی و فتنه‌ها و دشمنی دشمنان اسلام وهم خوانی آن دوران بازمان حال، ضرورت دارد که فتنه‌های صدر اسلام شناسایی گردد و عوامل ایجاد وراهای مقابله با آن‌ها مشخص شود که با بروز فتنه‌های جدید بتوانیم با شناسایی فتنه‌ها به مقابله با آن‌ها بپردازیم.

3. پیشینه تحقیق
در این موضوع تحقیقات فراوانی صورت گرفته است که هرکدام موضوع را از دید خاصی بررسی نموده‌اند اما در این پژوهش بیشتر سعی شده به مصادیق و مستندات قرآنی و روایی که تطابق با فتنه‌های معاصر دارد پرداخته شود.
بیشتر مطالبی که در مورد این موضوع وجود دارد در کتبی هستند که این کتب مستقلاً به این موضوع نپرداخته‌اند مانند کتب تفسیری که از آن جمله به تفسیر المیزان علامه طباطبایی، نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی، مجمع‌البیان فضل بن حسن طبرسی، من وحی قرآن سید محمدحسین فضل‌الله و غیره اشاره کرد. از کتب دیگری که مستقلاً به این بحث نپرداخته‌اند می‌توان به نهج‌البلاغه و شروح آن ازجمله به شرح ابن ابی الحدید اشاره کرد.البته بعضی از کتب هم هستند که به این موضوع پرداخته اند که از آنجمله می توان به کتاب طوفان فتنهخ وکشتی بصیرت آیت الله مصباح یزدی والملاحم والفتنه سیدابن طاوس اشاره نمود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نوآوری پژوهش در این است که راه‌های مقابله با فتنه گران را در قرآن و روایات بررسی نموده و با نگرشی جامع‌تر به موضوع، شیوه‌ای جدید و مؤثر تنظیم و ارائه نمود.
4. اهداف تحقیق:
هدف اصلی از این تحقیق شناسایی فتنه‌های دشمنان اسلام و مکر و حیله آن‌ها و راه‌های مقابله با آن‌ها با بهر گیری از راه و روش و رهنمودهای پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (ع) است.

5. سؤال اصلی:
فتنه‌های صدر اسلام، از منظر آیات و روایات چگونه ارزیابی می‌شود؟
6. سؤالات فرعی:
1.فتنه در ازمنظر لغت آیات و روایات به چه معنا می باشد ؟
2.برخی از مصادیق فتنه‌های صدر اسلام در قرآن و روایات چیست؟
3.عوامل ایجاد فتنه ها چه می‌باشد؟
4. شگردهای فتنه گران چه می باشد؟
5. وظایف ما در مقابله با فتنه گران چیست؟
7. فرضیه اصلی:
فتنه‌های صدر اسلام از منظر آیات و روایات شناسایی راهکارهای مقابله با آن‌ها نیز معین می‌گردد.
8. فرضیه‌های فرعی:
1فتنه به معنای جدا کردن چیز نا خالص از خالص می باشد و در آیات و روایات به معنای آزمایش، امتحان ،کشتن ،انحراف وغیره…. می باشد.
2برخی از مصادیق فتنه‌های صدر اسلام شناسایی می‌گردد.
3.برخی از علل ایجاد فتنه ها عبارتند از دنیا طلبی تبعیت از هوای نفس کبر وغرور حسادت بدعت وغیره….
4.شگردهای فتنه گران در فتنه انتدوزی عبارت است از عوام فریبی نشر اکاذیب تهمت تهدید درآمیختن حق و باطل با یکدیگر تحریک احساسات وغیره…
5.وظایف ما در مقابله فتنه ها به 3 دسته تقسیم می گردد1) وظایف شخصی 2) وظایف خواص 3) وظایف دولت اسلامی
9.روش تحقیق:

فصل اول: مفهوم شناسی فتنه
الف: معنای لغوی فتنه
فتنه دارای مفهوم وسیعی است و واژه شناسان با عبارات مختلف فتنه را معنا کرده‌اند که مهم‌ترین آن معانی عبارت است از:
آزمایش و امتحان، کفر، شرک وبت پرستی، فریب و نیرنگ، عذاب، گمراهی، فساد، آشوب و غیره
در لسان العرب آمده است: معنی فتنه ابتلا و امتحان است و ریشه آن از آزمایش طلا و نقره گرفته‌شده است زمانی که آن دو را با آتش ذوب کنند تا ناخالص و خالص آن جدا شود2.
راغب اصفهانی می‌گوید: اصل فتن قرار دادن طلا زیر آتش است تا خالص از ناخالص جدا شوند3. و در ادامه می‌فرماید هرگاه فتنه از ناحیه خدا باشد در آن حکمتی نهفته است و هر وقت از ناحیه انسان و بدون اذن الهی باشد در آن حکمتی نخواهد بود وبهمین سبب خداوند انسان را به سبب فتنه‌هایش توبیخ و مذمت می‌کند4.
فخرالدین طریحی می‌گوید: فتنه در کلام عرب به معنای ابتلا و امتحان و اختبار آمده است واصل آن به معنای آزمودن نقره و در بوته آزمایش گذاردن آن است تا سره از ناسره جدا گردد و می‌فرماید فتنه از افعال است که یا از ناحیه خدای متعال انجام می‌گیرد و یا از ناحیه بندگان او مثل ارتداد و گناهان و بلاها و مصائب و کشتارها5.
معنای اصطلاحی (محلی) فتنه، یعنی هر عمل یا کلامی که موجب اختلال و اضطراب در جامعه گردد.
ب : معنای فتنه در قرآن
جستجو دقیق در آیات قرآن، می‌توان به این نتیجه رسید که این واژه و مشتقات آن ?? بار در قرآن ذکرشده است.
مفسران حدود ?? معنا برای این واژه در قرآن در نظر گرفته‌اند؛ که برخی مصادیق آن به شرح ذیل است:
?-شرک:
“وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فتنه”6 “و با آنان بجنگید تا دیگر شرکى نباشد”

“الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل”7 “شرک از کشتن بدتر است”
در تفسیر آیه بالا در تفسیر نمونه آمده است:
“فتنه به معنى شرک و بت پرستى یا سد راه ایمان آورندگان، آمده و بعضى آیات بعدازآن با آن‌ها پیکار کنید تا شرک از میان برود و دین مخصوص خداى یگانه باشد. ولى ظاهر این است که تمام این معانى به همان ریشه اصلى که در معنى فتنه گفته شد بازمی‌گردد (همان‌گونه که غالب الفاظ مشترک چنین حالى رادارند) زیرا با توجه به اینکه معنى اصلى قرار دادن طلا در زیر فشار آتش براى خالص‌سازی، یا جدا کردن سره از ناسره است، در هر مورد که نوعى فشار و شدت وجود داشته باشد این واژه به کار مى‏رود، مانند امتحان که معمولاً با فشار و مشکلات همراه است و عذاب که نوع دیگرى از شدت و فشار است و فریب و نیرنگ که تحت‌فشارها انجام مى‏گیرد و همچنین شرک یا ایجاد مانع درراه هدایت خلق که هرکدام‏ متضمن نوعى فشار و شدت است.
خلاصه اینکه آیین بت‌پرستی و فسادهاى گوناگون فردى و اجتماعى مولود آن، در سرزمین مکه رایج شده بود و حرم امن خدا را آلوده کرده بود و فساد آن از قتل و کشتار هم بیشتر بود، آیه موردبحث مى‏گوید به خاطر ترس از خون‏ریزى، دست از پیکار با بت‌پرستی برندارید که بت‌پرستی از قتل، بدتر است8.
2- کفر
“سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَ یَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّما رُدُّوا إِلَى الفتنه أُرْکِسُوا فِیها فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَ یُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَ یَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِکُمْ جَعَلْنا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطاناً مُبِیناً”
“به‌زودی گروهى دیگر را خواهید یافت که مى‏خواهند از شما (با اظهار اسلام) در امان باشند و از قوم خود نیز (با اظهار کفر) ایمن باشند. آنان هر بار به‌سوی فتنه (و بت‏پرستى) برگردند، در آن فرومی‌افتند. پس اگر از درگیرى با شما کناره نگرفتند و به شما پیشنهاد صلح ندادند و دست از شما برنداشتند، آنان را هر جا یافتید، بگیرید و بکشید که آنان‌اند کسانى که ما براى شما بر ایشان قدرت و تسلّطى آشکار قرار داده‏ایم9”
شأن نزول‏
در اینکه منظور از این آیه چه کسانى هستند، اختلاف شده است:
1- ابن عباس و مجاهد گویند: این آیه درباره کسانى نازل‌شده است که نزد پیامبر مى‏آمدند و از روى ریا به او سلام مى‏دادند، سپس نزد قریش مى‏رفتند و در برابر بت‌ها تعظیم مى‏کردند. منظورشان این بود که از هر دو طرف- از مسلمانان و از قوم خود- ایمن باشند. خداوند رفتار آن‌ها را ناپسند شمرد.
2- سدى گوید: آیه درباره نعیم بن مسعود اشجعى که میان پیامبر و مشرکین، مطالب را نقل مى‏کرد، نازل‌شده است.
3- از امام صادق (ع) روایت‌شده است که: آیه درباره عیینه بن حصن فزارى نازل شد. او پس‌ازآنکه بلادشان دچار خشک‌سالی و قحطى گردید، خدمت پیامبر آمد و پیشنهاد کرد که در یک نخلستان بماند و پیامبر کارى به کارش نداشته باشد. او منافقى ملعون بود که پیامبر وى را احمقى نامید که در میان کسان خود، مطاع و مورداحترام است.
مقصود
کُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَهِ أُرْکِسُوا فِیها: هرگاه به‌سوی کفر، دعوت شوند، اجابت مى‏کنند و به آن بازمی‌گردند.
زجاج گوید: “أُرْکِسُوا فِیها” یعنى برمى‏گردند به پیمان خود؛ بنابراین منظور این است که: هرگاه در معرض آزمایش قرار مى‏گیرند که به کفر بازگردند، بازمی‌گردند.10
3- گمراه کردن
“هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ”
ترجمه:
او کسى است که این کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات محکم [صریح و روشن‏] است، که اساس این کتاب هست، (و هرگونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به این‌ها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، متشابه است [آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود، ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آن‌ها آشکار مى‏گردد.] اما آن‌ها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهات‏اند تا فتنه‏انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏طلبند، درحالی‌که تفسیر آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آن‌ها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گویند: ما به همه آن ایمان آوردیم، همه از طرف پروردگار ماست؛ و جز صاحبان عقل، متذکر نمى‏شوند (و این حقیقت را درک نمى‏کنند)11.
شأن نزول:
در تفسیر نور الثقلین از کتاب معانى الاخبار از امام باقر (ع) حدیثى به این مضمون نقل‌شده که: چند نفر از یهود به‌اتفاق حى بن اخطب و برادرش خدمت پیامبر اسلام ص آمدند و حروف مقطعه (الم) را دست‏آویز خود قرار داده، گفتند: طبق حساب ابجد الف مساوى یک و لام مساوى‏30 و میم مساوى 40 هست و به‌این‌ترتیب خبر داده‏اى که دوران بقاى امت تو بیش از هفتادویک سال نیست! پیامبر براى جلوگیرى از سوءاستفاده آن‌ها فرمود: شما چرا تنها الم را محاسبه کرده‏اید مگر در قرآن المص و الر و سایر حروف مقطعه نیست، اگر این حروف اشاره به مدت بقاء امت من باشد چرا همه را محاسبه نمى‏کنید؟! (درصورتی‌که منظور از این حروف چیز دیگرى است) سپس آیه فوق نازل شد12.
در تفسیر فى ضلال القرآن شأن نزول دیگرى نیز براى آیه نقل‌شده که ازنظر نتیجه با شأن نزول فوق هم آهنگ است و آن اینکه جمعى از نصاراى نجران خدمت پیامبر اسلام ص آمدند و تعبیر قرآن درباره مسیح‏ وَ کَلِمَتُهُ‏ … وَ رُوحٌ مِنْهُ‏ را دستاویز خود قرار داده و مى‏خواستند براى مسئله تثلیث و خدایى مسیح از آن سوءاستفاده کنند و آن‌همه آیاتى که با صراحت تمام هرگونه شریک و شبیه را از خداوند نفى مى‏کند نادیده انگارند، آیه فوق نازل شد و به آن‌ها پاسخ قاطع داد13.
از مجموع آنچه درباره تفسیر آیه فوق گفته شد چنین استفاده مى‏شود که:
آیات قرآن بر دودسته هستند مفهوم قسمتى از آیات آن‌چنان روشن است که جاى هیچ‌گونه انکار و توجیه و سوءاستفاده در آن نیست و آن‌ها را محکمات گویند و قسمتى به خاطر بالا بودن سطح مطلب یا گفتگو درباره عوالمى که از دسترس ما بیرون است مانند عالم غیب و جهان رستاخیز و صفات خدا، چنان هستند که معنى نهایى و اسرار و کنه حقیقت آن‌ها نیاز به سرمایه خاص علمى دارد که آن‌ها را متشابهات گویند.
افراد منحرف معمولاً مى‏کوشند این آیات را دستاویز قرار داده و تفسیرى برخلاف حق براى آن‌ها درست کنند تا در میان مردم، فتنه‏انگیزى نمایند و آن‌ها را از راه حق گمراه سازند14.
4-قتل
“فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّیَّهٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ”
سرانجام کسى به موسى ایمان نیاورد مگر فرزندانى از قوم وى، درحالی‌که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آن‌ها ایشان را بکشند.15
در این آیه فتنه به معنای کشتن بکار رفته است.
5-انحراف
“وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُون”‏
و باید در میان آن‌ها (اهل کتاب) طبق آنچه خداوند نازل کرده حکم کنى و از هوس‌های آنان پیروى مکن و بر حذر باش که مبادا تو را از بعض احکامى که خدا بر تو نازل کرده منحرف سازند و اگر آن‌ها (از حکم و داورى تو) روى گردانند بدان خداوند مى‏خواهد آن‌ها را به خاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات کند و بسیارى از مردم فاسق‌اند16.
شأن نزول‏
بعضى از مفسران درشان نزول این آیه از ابن عباس چنین نقل کرده‏اند:
جمعى از بزرگان یهود توطئه کردند و گفتند نزد محمد مى‏رویم شاید بتوانیم او را از آئین خود منحرف سازیم، پس‌ازاین تبانى، نزد پیامبر آمدند و گفتند: ما دانشمندان و اشراف یهودیم و اگر ما از تو پیروى کنیم مطمئناً سایر یهودیان به ما اقتدا می‌کنند ولى در میان ما و جمعیتى، نزاعى است (در مورد یک قتل یا چیز دیگر) اگر در این نزاع به نفع ما داورى کنى ما به تو ایمان خواهیم آورد، پیامبر ص از چنین قضاوتى (که عادلانه نبود) خودداری کرد و آیه فوق نازل شد.17
?- عقوبت و مجازات
“یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً أُولئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظِیم‏”

“اى فرستاده (خدا) آن‌ها که با زبان مى‏گویند ایمان آورده‏ایم و قلب آن‌ها ایمان نیاورده و در مسیر کفر بر یکدیگر سبقت مى‏جویند تو را اندوهگین نکنند و (همچنین) از یهودیان (که این راه را مى‏پیمایند) آن‌ها زیاد به سخنان تو گوش مى‏دهند تا دستاویزى براى تکذیب تو بیابند، آن‌ها جاسوسان جمعیت دیگرى هستند که خود آن‌ها نزد تو نیامده‏اند، آن‌ها سخنان را از محل خود تحریف مى‏کنند و مى‏گویند اگر این را (که ما مى‏خواهیم) به شما دادند (و محمد بر طبق خواسته شما داورى کرد) بپذیرید و الا دوری‌کنید (و عمل ننمایید) و کسى را که خدا (براثر گناهان پی‌درپی) بخواهد مجازات کند قادر به دفاع از او نیستى، آن‌ها کسانى هستند که خدانخواسته دل‌هایشان را پاک کند، در دنیا رسوایى و در آخرت مجازات بزرگ نصیب آنان خواهد شد18”

شأن نزول:
درشان نزول این آیه، روایات متعددى واردشده که از همه روشن‌تر، روایتى است که از امام باقر (ع) در این زمینه نقل گردیده که خلاصه‏اش چنین است:
یکى از اشراف یهود خیبر که داراى همسر بود، با زن شوهردارى که او هم از خانواده‏هاى سرشناس خیبر محسوب مى‏شد عمل منافى عفت انجام داد، یهودیان از اجراى حکم تورات (سنگسار کردن) در مورد آن‌ها ناراحت بودند و به دنبال راه‌حلی مى‏گشتند که آندورا از حکم مزبور معاف سازد درعین‌حال پایبند بودن خود را به احکام الهى نشان دهند، این بود که به هم‌مسلکان خود در مدینه پیغام فرستادند که حکم این حادثه را از پیامبر بپرسند تا اگر در اسلام حکم سبک‌تری بود آن را انتخاب کنند و در غیر این صورت آن را نیز به دست فراموشى بسپارند (شاید از این طریق مى‏خواستند توجه پیامبر را نیز به خود جلب کنند و خود را دوست مسلمانان معرفى نمایند) به همین جهت جمعى از بزرگان یهود مدینه به خدمت پیامبر شتافتند، پیامبر فرمود: آیا هر چه حکم کنم مى‏پذیرید؟ آن‌ها گفتند: به خاطر همین نزد تو آمده‏ایم! در این موقع حکم سنگ‌باران کردن کسانى که مرتکب زناى محصنه مى‏شوند نازل گردید ولى آن‌ها از پذیرفتن این حکم (به عذر اینکه در مذهب آن‌ها چنین حکمى نیامده شانه خالى کردند!) پیامبر اضافه کرد، این همان حکمى است که در تورات شما نیز آمده آیا موافقید که یکى از شمارا به داورى بطلبم و هر چه او از زبان تورات نقل کرد بپذیرید، گفتند: آرى.
پیامبر گفت: ابن صوریا که در فدک زندگى مى‏کند چگونه عالم است؟ گفتند: او از همه یهود به تورات آشناتر است، به دنبال او فرستادند و هنگامی‌که نزد پیامبر آمد به او فرمود: ترا به خداوند یکتایى که تورات را بر موسى نازل کرد و دریا را براى نجات شما شکافت و دشمن شما فرعون را غرق نمود و در بیابان شمارا از مواهب خود بهره‏مند ساخت سوگند مى‏دهم بگو آیا حکم سنگ‌باران کردن در چنین موردى در تورات بر شما نازل‌شده است یا نه؟
او در پاسخ گفت: سوگندى به من دادى که ناچارم بگویم آرى چنین حکمى در تورات آمده است19.
همان‌طور که ترجمه آیه ذکرشده و با توجهشان نزول، این آیه در مورد مجازات یهودیانی است که قصد گرفتن حکم خلاف واقع از پیامبر (صلی الله علیه وآله) را داشتند.

?- عذرخواهی
“ثُمَّ لَمْ تَکُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا کُنَّا مُشْرِکِینَ”
آن‌وقت است که عذرى ندارند مگر اینکه بگویند به خدا، که پروردگار ما است سوگند، ما مشرک نبودیم.20
” ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ …” بعضى‏ها گفته‏اند: مقصود از فتنه جواب است، یعنى جوابى ندارند مگر اینکه به خدا سوگند یاد کنند که ما در دنیا مشرک نبودیم.
بعضى دیگر گفته‏اند: در کلام چیزى مضاف بر کلمه فتنه بوده و حذف‌شده و تقدیر آن چنین بوده: ثم لم تکن عاقبه فتنتهم- سرانجام مفتونى و شیفتگی‌شان نسبت به بت‏ها این شد که بگویند ….
بعضى دیگر گفته‏اند: مراد از فتنه معذرت است و البته براى هر یک از این‏ احتمالات وجهى است.21
8- فریب
“یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُون”
اى فرزندان آدم! شیطان شمارا نفریبد آن‌چنان‌که پدر و مادر شمارا از بهشت بیرون کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آن‌ها نشان دهد، چه اینکه او و همکارانش شمارا مى‏بینند و شما آن‌ها را نمى‏بینید (اما بدانید) ما شیاطین را اولیاى کسانى قراردادیم که ایمان نمى‏آورند22.
در تفسیر المیزان در مورد معنای این آیه آمده است:”اى بنی‌آدم! بدانید که براى شما معایبى است که جز لباس تقوا چیزى آن را نمى‏پوشاند و لباس تقوا همان لباسى است که ما از راه فطرت به شما پوشانده‏ایم پس زنهار! که شیطان فریبتان دهد و این جامه خدادادى را از تن شما بیرون نماید، همان‌طوری که در بهشت از تن پدر و مادرتان بیرون کرد. آرى، ما شیطان‏ها را اولیاى کسانى قراردادیم که به آیات ما ایمان نیاورده با پاى خود دنبال آن‌ها به راه بیفتند. ازاینجا معلوم مى‏شود آن کارى که ابلیس در بهشت با آدم و حوا کرده (کندن لباس براى نمایاندن عورت‏هایشان) تمثیلى است که کندن لباس تقوا را از تن همه آدمیان به سبب فریفتن ایشان نشان مى‏دهد و هر انسانى تا فریب شیطان را نخورده در بهشت سعادت است و همین‌که فریفته او شد خداوند او را از آن بیرون مى‏کند23″
9- گناه
“وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی أَلا فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکافِرِینَ”
بعضى از آن‌ها مى‏گویند بما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم) و ما را به گناه گرفتار ساز، آگاه باشید آن‌ها (هم‌اکنون) در گناه سقوط کرده‏اند و جهنم کافران را احاطه کرده است.24
شأن نزول:
گروهى از مفسران نقل کرده‏اند هنگامی‌که پیامبر مسلمانان را آماده جنگ تبوک مى‏ساخت و دعوت به حرکت مى‏کرد یکى از رؤساى طایفه بنى سلمه به نام جد بن قیس که در صف منافقان بود خدمت پیامبر آمد و عرض کرد اگر اجازه دهى من در این میدان جنگ حاضر نشوم زیرا علاقه شدیدى به زنان دارم مخصوصاً اگر چشمم به دختران رومى بیفتد ممکن است دل از دست بدهم و مفتون آن‌ها شوم! و دست از کارزار بکشم! پیامبر به او اجازه داد.
در این موقع آیه فوق نازل شد و عمل آن شخص را محکوم ساخت، پیامبر رو به گروهى از بنى سلمه کرد و گفت بزرگ شما کیست؟ گفتند: جد بن قیس، ولى او مرد بخیل و ترسویى است، فرمود چه دردى بدتر از درد بخل، سپس فرمود بزرگ شما آن جوان سفیدرو بشر بن براء است (که مردى است پرسخاوت و گشاده‌روی).
شأن نزول فوق نشان مى‏دهد که انسان هرگاه بخواهد شانه از زیر بار مسئولیتى خالى کند از هر وسیله‏اى براى خود بهانه مى‏تراشد، همانند بهانه‏اى که جد بن قیس منافق براى عدم حضور در میدان جهاد درست کرد و آن اینکه ممکن است زیبارویان رومى دل او را بربایند و دست از جنگ بکشد و به گناه بیفتد.
به‌هرحال قرآن در اینجا روى سخن را به پیامبر کرده و در پاسخ این‌گونه بهانه‏جویان رسوا مى‏گوید: بعضى از آن‌ها مى‏گویند به ما اجازه ده که از حضور در میدان جهاد خوددارى کنیم و ما را مفتون و فریفته (زنان و دختران زیباروی رومى) مساز! (وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی‏).
این احتمال نیز در تفسیر و شأن نزول آیه داده‌شده است که او (جد بن قیس) به عذر و بهانه زن و فرزند و اموال بی‌سرپرست خود مى‏خواست از جهاد صرف‌نظر کند.
ولى به‌هرحال قرآن در پاسخ او مى‏گوید:” آگاه باشید که این‌ها هم‌اکنون در میان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط کرده‏اند جهنم گرداگرد کافران را احاطه کرده است” “أَلا فِی الْفِتْنَهِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکافِرِینَ‏”.
یعنى آن‌ها به عذرهاى واهى و اینکه ممکن است بعداً آلوده به گناه بشوند هم‌اکنون در دل گناه قرار دارند و جهنم گرداگرد آن‌ها را فراگرفته است آن‌ها فرمان صریح خدا و پیامبرش را درباره حرکت به‌سوی جهاد زیر پا مى‏گذارند مبادا به شبهه شرعى گرفتار شوند.25
یکى از راه‌های شناخت گروه منافقان در هر جامعه‏اى دقت در طرز استدلال آن‌ها و عذرهایى است که براى ترک انجام وظائف لازم مى‏آورند چگونگى این عذرها به‌خوبی باطن آن‌ها را روشن مى‏سازد.
آن‌ها غالباً به یک سلسله موضوعات جزئى و ناچیز و گاهى مضحک و خنده‌آور متشبث مى‏شوند تا موضوعات مهم و کلى را نادیده بگیرند و براى اغفال افراد باایمان به گمان خود از الفباى فکرى آن‌ها استفاده مى‏کنند و پاى مسائل شرعى و دستور خدا و پیامبر را به میان مى‏کشند، درحالی‌که در میان گناه غوطه‏ورند و شمشیر به دست گرفته بر پیامبر ص و آئین او مى‏تازند.
10- تفرقه و اختلاف
“لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلاَّ خَبالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَ فِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِین‏”
اگر همراه شما (به‌سوی میدان جهاد) خارج مى‏شدند چیزى جز اضطراب و تردید به شما نمى‏افزودند و به‌سرعت در بین شما به فتنه‏انگیزى (و ایجاد تفرقه و نفاق) مى‏پرداختند و در میان شما افرادى (سست و ضعیف) هستند که بسیار از آن‌ها پذیرا مى‏باشند و خداوند از ظالمان باخبر است26.
تفسیر نمونه در شرح این آیه می‌فرماید: آن‌ها با سرعت کوشش مى‏کنند در میان نفرات لشکر نفوذ کنند و به ایجاد نفاق و تفرقه و از هم گسستن پیوندهاى اتحاد بپردازند “وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَه” سپس به مسلمانان اخطار مى‏کند که مراقب باشید ” افراد ضعیف الایمانى در گوشه و کنار جمعیت شما وجود دارند که زود تحت تأثیر سخنان این گروه منافق قرار مى‏گیرند
اوضعوا از ماده ایضاع به معنى سرعت درحرکت است و در اینجا به معنى تسریع در نفوذ میان سپاه اسلام آمده و فتنه در اینجا به معنى تفرقه و اختلاف کلمه است27.
“یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ” یعنى براى شما با ایجاد اختلاف و تفرقه فتنه‏جویى می‌گردند.28
11- ارتداد (از دین برگشتن)


پاسخ دهید