دیدگاه سازمان جهانی گردشگری

 

سازمان گردشگری جهانی(WTO) سیستم گردشگری را به دو بخش اصلی تقسیم می کند؛ یکی عوامل تقاضا، شامل بازارهای گردشگری بین المللی، داخلی(ملی و منطقه ای) و ساکنان محلی و دیگر عوامل عرضه، مشتمل برفعالیت ها و جاذبه ها (جاذبه های طبیعی، فرهنگی، تاریخی، پارکهای تفریحی، باغ وحش ها، باغ های گیاه شناسی، آکواریم ها و)، محل اقامت (هتل ها، متل ها، هتل آپارتمان ها، مهمانپذیرها و)، خدمات و تسهیلات گردشگری( دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری، رستوران ها، خرید، امور بانکی، مبادله ارز، خدمات و امکانات پستی و پزشکی و)، حمل و نقل(هوایی، زمینی، دریایی)، امکانات و تأسیسات زیربنایی( شامل آب رسانی، برق رسانی، بهداشت، فاضلاب، دفع زباله و مخابرات) و عناصر سازمانی است(سازمان جهانی جهانگردی). مدل ارائه شده از طرف سازمان جهانی گردشگری بر پایه نظریه سیستمی می باشد؛ این مدل با توجه به دو دسته مدلهای بنیادین گردشگری در طبقه بندی مدلهای نظری- سیستم گردشگری کل از گونه تشریحی است.

2-5-  دیدگاه لیپر

لیپر(۱۹۷۹) مدل خود را در  به عنوان یک چارچوب سازماندهی شده در بسیاری از مسائل گردشگری پیشنهاد کرده است. وی بسیاری از مسائل گردشگری را با توجه به فعالیتهای آن در نظر گرفته و بخش های صنعت را مجاز به استقرار می سازد و عامل جغرافیایی را در کل سفر اجتناب ناپذیر، پیش بینی کند. او سه عنصر اصلی را در سیستم گردشگری مؤثر می داند.

۱- گردشگران/گردشگر در این سیستم یک فاعل است. ۲- عوامل جغرافیایی: شامل الف- منطقه تولید کننده مسافر(فشار برای برانگیختن سفر) ب- منطقه مقصد گردشگر(علت وجودی برای گردشگری) ج- منطقه حمل و نقل(مکانهای میانی برای رسیدن به مقصد). ۳- صنعت گردشگری؛ مشتمل بر دامنه ای از تجارتها و سازمانهای درگیر در توزیع محصول گردشگری هستند. هر یک از عناصر و عوامل سیستم گردشگری لیپر نه تنها برای توزیع محصول گردشگری بلکه برای شرایط معاملاتی و آثار گردشگری و البته زمینه های متفاوتی که در گردشگری اتفاق می افتد، با یکدیگر در تقابلند.

مدل ارائه شده از طرف لیپر بر پایه نظریه سیستمی می باشد؛ این مدل در طبقه بندی مدلهای نظری- سیستم گردشگری کل از گونه تشریحی است.

در بخش تقاضا، جمعیت علاقه مند و متمکن به انجام سفر و گردش(اعم از بازارهای داخلی و بین المللی) قرار گرفته؛ و در بخش عرضه، بر روی عناصر و بخشهای اصلی همچون جاذبه ها، حمل و نقل، خدمات، اطلاعات و تبلیغات تأکید دارد؛ هر یک از این  عناصر در تعامل و ارتباط متقابل با یکدیگر قرار داشته و سیستم گردشگری یک مکان را تشکیل می دهند. وی تأکید خاصی بر روی عناصر عرضه در سیستم گردشگری یک مکان دارد و موفقیت و پویائی گردشگری در یک مکان را در سایه تعامل، همکاری، ارتباط متقابل، کارایی و موفقیت عناصر متعدد و پیچیده ی بخش عرضه همانند جاذبه ها، مراکز اقامتی، حمل و نقل، اطلاعات و تبلیغات می داند. گاهی به نظر می آید بعضی از عناصر و یا بخشهای گردشگری اهمیت، کارائی و اثر بخشی سایر یا هر ترتیبی را در این خصوص نادیده می گیرند. به عبارتی دیگر هر عنصری و یا بخشی از ساختار درونی سیستم(عوامل عرضه) مانند: صاحبان توسعه اقامتگاههای مسافران(هتل ها، متل ها، هتل آپارتمانها، مهمانپذیرها، خانه ها، ویلاهای اجاره ای، کمپ ها، محل خواب، واحدهای پذیرایی و) مؤسسات و آژانسهای مسافربری، تأسیسات گردشگری و از نگاه خودش به گردشگری نزدیکتر است؛ اما تأثیر عوامل خارجی(عوامل محیطی- بیرونی سیستم اعم از فرصتها و تهدیدها) و دیگر عناصر و بخشهای  نیز بر پویائی عملکرد سیستم گردشگری حائز اهمیت می باشد؛ در واقع گردشگری تنها از هتلها و خطوط هوایی و دیگر بخشها به صورت مجزا تشکیل نشده است، بلکه کلیتی از اجزای مختلف و عمده ای است که با همدیگر ارتباط نزدیک و متقابل دارند. هر یک از این اجزا عهده دار حرکت و پیشرفت در سیستم(عرضه و تقاضا) گردشگری است؛ درون این شاخه های کلی جزئیات و عناصری است که هم برنامه ریزان و مدیران باید برای کسب موفقیت آنها تلاش کنند

مدل ارائه شده از طرف گان با توجه به دو دسته مدلهای بنیادین گردشگری در طبقه بندی مدلهای فرایند مدیریت و برنامه ریزی از گونه تئوری سیستم ها می باشد.

2-6- دیدگاه بریونز، تجیدا و مورالس

آنها طی مقاله ای تحت عنوان« بطرف تکامل سیستم مفهومی گردشگری» در سال ۲۰۰۹ به تبیین و تکاملی سیستم استنتاجی گردشگری بر اساس نگرش نو و انطباق با شرایط جدید و بی نظمی های جدید پرداخته اند. در این مدل عناصر آنتروپی، بازدارنده، هم ایستایی( همگن)، سناریوهای سیستم و عناصر بی نظمی با جزئیات خود به صورت چتری وحلقه های تودرتو از  مرکز ( گردشگری)، سیستم گردشگری را تشکیل داده که عناصر آنها با همدیگر دارای ارتباط متقابل دارند. در این مدل بطور نسبی تمامی عناصر مؤثر و تشکیل دهنده گردشگری اعم از حمل ونقل، اقامتگاهها، خدمات ترابری ومسافرتی، خدمات پذیرایی، خدمات عمومی و مجانی، تفریح، فرهنگ و را مورد بررسی قرار داده و به درک مفاهیم ذهنی  و واقعیت های بیرونی با توجه به ارزش و اهمیت عناصرگردشگری پرداخته است 

2-7- دیدگاه کاسپار

کاسپار گردشگری را همانند سیستمی باز مشتمل بر ساختار داخلی اعم از زیر سیستم های موضوعی و فرعی با سیستم فرادست متشکل محیط های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فن آوری واکولوژی که دارای ارتباط متقابل با یکدیگر هستند، محسوب می کرد ؛ وی عقیده داشت، نباید ساختار داخلی سیستم جدای از محیط فرا دست در معنا و مفهوم آن بررسی شود؛ همین واقعیت که انسان در کانون رویداد گردشگری قرار دارد، ما را وادار می سازد که از بررسی بخشی و گسسته چشم پوشی کنیم. ما باید خودمان را از اندیشه تک بعدی نگر، رها ساخته و در صدد برآییم حتی الامکان به طور یکپارچه به مسائل بپردازیم . مدل کاسپار بر اساس طبقه بندی بنیادین مدلهای گردشگری در زمره مدلهای نظری- سیستم کل و از گونه تشریحی می باشد.          

2-8- دیدگاه هولدن

 هولدن از جمله اندیشمندانی است که گردشگری را به عنوان یک سیستم مورد توجه و بررسی قرار می دهد. او با به نمایش گذاشتن عناصر مختلف سیستم گردشگری، اهمیت داده های سیستم گردشگری در چشم انداز محیطی، منابع انسانی و طبیعی را متذکر و برجسته می نماید. وی معتقد است درون سیستم گردشگری سه بخش زیر سیستم، یعنی زیر سیستم مقصد، گردشگر و حمل و نقل اهمیت داشته که یکدیگر را پوشش داده و به یکدیگر نیز وابسته اند. در زیر سیستم مقصد، جاذبه های طبیعی و فرهنگی برای جذب گردشگری مهم است که منجر به خروجی سیستم می شود. داده های خروجی سیستم وابسته به درآمد و علاقه گردشگران است که تغییرات فرهنگی و محیطی جامعه را بدنبال خواهد داشت.

2-9- پسامدرنیته، و گردشگری

گردشگری پسامدرن ناشی از تحولات فناورانه پسا صنعتی از یکسو و اندیشه ها و نظریات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی زیست محیطی از سوی دیگر دست به دست هم دادند و گردشگری پسامدرن را برای جامعه امروز بوجود آورده اند. در وضعیت پسامدرنیته امروزه اوقات فراغت و گردشگری به عنوان حق، نه پاداش، محسوب می شود. و به پایه های زندگی و هستی امروز افراد بدل گشته است. از اینرو پسامدرن را می توان فرایندی دانست از مجموعه عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی که در یک سبک زندگی اکسپرسیونیستی به هم پیوند می خورند و واکنش های بسیاری را برای لذت تجربه کردن، در بسیاری از سطوح معرفتی در چهارچوب هستی شناسی و پایبندی به حال چه در جامعه و چه در خود سبب می شوند.« آنچه شکل گیری جریان گردشگری را تسهیل می کند، حس دلتنگی ( نوستالژی)  نسبت به گذشته و توجه فزاینده به میراث به طور عام است. بازگشت به گذشته به عنوان تقاضای گردشگری در می آید و تمامی اشکال مختلف هنری، معماری،آموزشی، میراث فرهنگی در هم می آمیزد. …گردشگری پسامدرن نیز بر پایه نشانه ها شکل می گیرد. در این بین میراث اعم از طبیعی و فرهنگی از اصلی ترین مؤلفه های این گونه گردشگری است. …آنچه باعث اهمیت میراث در زمینه گردشگری شهری پسامدرن شده است، ایجاد یک حس دلتنگی بیشتر در شرایط هویت فرهنگی و اجتماعی مختلف است. … میراث و دیگر قابلیت های گردشگری پسامدرن از دیگر سو فرایندهای زیبا شناختی را به کمک فناوری و مجازی سازی ( فیلم، سی دی و غیره) شکل می دهند. این امر در شرایط دهکده جهانی و فشردگی زمان و فضاء امکانات بی پایانی را فراهم می آورد که سبب افزایش تمایل انسان به سفر می گردد. دورنمای گردشگری فرایندی است که در وانمودن مکان و میزبان چشم انداز گردشگری و بخشی از تجربه مسافرت را در عصر پسامدرن تشکیل می دهد. دورنمای گردشگری ترکیبی چندگانه برای ساماندهی اجتماعی و مجموعه ای متشکل از شیوه دیدن، شناخت و درک افکار است. و می تواند شامل نمونه هایی همچون برشورها، سواحل بکر، مکان های دیدنی، فرهنگ منحصر به فرد و فرهنگ اصیل بومی برای تبلیغ باشد. ساخت و پردازش تصاویری همچون قهوه خانه در ساحل، موسیقی و رقص های سنتی که از طریقبه نمایش گذاشته می شود و سِرو غذاهای سنتی بخشی از دورنمای گردشگری پسامدرن را تشکیل می دهد.» ( پاپلی یزدی، سقایی،1389: 83-182) گردشگری شهری بخشی از الگوی فضای گردشگری پسامدرن است. نواحی شهری به علت اینکه درای جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیاری است غالباً مقاصد گردشگری مهمی محسوب می شود. شهرها معمولاً جاذبه های متنوع و بزرگی شامل گنجینه موزه ها، بناهای یادبود، سالن های تئاتر، استادیوم های ورزشی، پارکها، شهربازی، مراکز خرید، مناطقی با معماری تاریخی و مکان های مربوط مهم  یا افراد مشهور را دارا هستند که خود گردشگران بسیاری را جذب می کند، وجود سبک اکسپرسیونیستی در شهر و میل به گذران اوقات فراغت در شهرها فزونی می گیرد. از اینرو شهرنشینی امر گردشگری پسامدرن را تسهیل نموده است. عملکرد گردشگران در فضاهای شهری، پیرامون جاذبه ها، بافت شهر، خرید، اسکان و فعالیت های جانبی است که در رویکرد به موزه ها تئاترها، نمایشگاه ها، مراکز تفریحی و نظیر اینها تبلور می یابد. اینگونه عملکرد گردشگری فضای شهری در راستای انگیزه های متفاوتی شکل می گیرد که برخی از انها به شرح ذیل است. ” 1-دیدار دوستان و خویشاوندان2- مسافرت های تجاری 3- حضور در نمایشگاه ها و کنفرانس ها4- باردید از میراث فرهنگی 5- سفرهای مذهبی ( زیارت) 6-حضور در مراسم و محل حوادث 7- رفع مسائل درمانی- بهداشتی 8- خریدهای تفریحی 9- مسائل ورزشی10- مسائل آموزشی11- سفرهای روزانه و اداری 12- دلایل شخصی و…” در واقع فضا مندی  گردشگری شهری در عصر پسامدرن نشان از روابط ” پول، قدرت و فضاء” است و برآمده از تولید اجتماعی فضاء وماهیت مادی آن است. « از اینرو در این فضاء گردشگری شهری بیانگر تولید اجتماعی فضاء، پیرامون گردشگر- میزبان و چرخه سود ناشی از سرمایه داری است. در فضامندی گردشگری شهری، فضاء به صورت کالای بسته بندی شده و قابل فروش به گردشگران در می آید.فضامندی در برگیرنده پیوستگی بین رفتارهای مکانی، الگوهای درحال تغییر اشتغال و توسعه در مرحله جمع آوری سرمایه از طریق گردشگری است.( شورت،1381: 111) بر این مبنا گردشگری در داخل شهرها فضاهای ویژه  خود را می سازد و فضاهی ویژه نیز گونه های گردشگری را به خود جلب می کند. در یک شهر زیارتی مثل مشهد فضا و نواحی شهری که اختصاص به زیارت و گردشگری زیارتی دارد ساختار و کارکرد و رفتار معنوی متفاوتی با سایر نواحی مشهد دارد. محدوده فضایی در شهری تاریخی مثل اصفهان ساختار فیزیکی و کالبدی و عملکردی ویژه خود را دارد که کاملاً با فضای دانشگاهی یا مسکونی همان شهر متفاوت است. از سوی دیگر وجود یک مدیریت قوی برای توسعه چنین گردشگری در این فضا پسامدرنیته امروزه در ساختار کلانشهرهای ایران در جهت توسعه پایدار گردشگری شهری بسیار مهم است. در مرحله اول مدیریت گردشگری شهری باید در چارچوب راهبردهای مطلوبی شکل گیرد و بر مبنای آن خط مشی و سیاست های مناسبی برای توسعه گردشگری در نظر گرفته شود که مانع برخورد منافع گردشگری و دیگر کارکردهای شهری گردند. راهبردهای توسعه گردشگری در عملکرد مدیریتی در شهرها و در رابطه با شهروندان باید عادلانه و موجب شکاف در سطوح درآمد و اشتغال و به طور کلی رفاه شهروندان نشود. « یکی از کارکردهای مدیریت گردشگری شهری در فضای پسامدرن جذب سرمایه برای توسعه پایدار این صنعت در شهر است. سرمایه گذاری در گردشگری شهری شامل توسعه قابلیت ها، فعالیتها،بهبود شرایط محیط طبیعی و زیست محیطی و تاسیسات زیربنایی است منافعی برای ساکنان محلی نیز دارد. مدیریت گردشگری شهری در راستای جذب سرمایه و فعالیت های شهری باید در یک موقعیت رقابتی فزاینده با مکان های رقیب عمل نماید.» ( محلاتی،1381: 25) در روندی از چشم انداز گردشگری شهری مدیریت شهری و اجرایی گردشگری در چنین عصری باید به سمت افزایش تعداد گردشگران، جذب سرمایه را افزایش دهد و بر قابلیت توسعه گردشگری و بهبود و بازسازی محیط شهری بیفزاید. استمرار گردشگری در شهر پایداری بازار گردشگری را سبب می شود و افزایش سطح اشتغال و درآمد را فراهم می آورد. این امر خود بستری برای رفاه شهروندان می شود. این در حالی است که راهبردهای درونی مدیریت گردشگری شهری باید با در پیش گرفتن سیاست های اجتماعی مناسب به سوی کاهش تضاد بین ساکنان و گردشگران حرکت کند. به طور تصویری ایده آل از یک مقصد گردشگری شهری با مدیریت قوی در برگیرنده پارامترهایی است « 1- دسترسی به تمامی مناطق مقصد، 2- امکان انتخاب از میان یک سلسله گسترده از فعالیت ها با توجه به تنوع سلیقه ها.3- ترکیب فعالیت ها در رابط با زمان و فضا 4- ترکیب فضایی مکان های مورد علاقه 5- همیاری کارکردی میان قابلیت های شهری6- اثر متقابل میان فعالیت ها و…» ( پاپلی یزدی، سقایی،1389: 98-197 (مدیریت گردشگری شهری باید پویا باشد و با دید باز و سعه صدر عمل کند و در جریان تحولات بنیادی و دائمی در امر گردشگری باشد و گرنه صنعت گردشگری در یک منطقه یا یک شهر با مشکل روبه رو می شود. با توجه به چنین مباحثی یکسری از راهکارها که در عصر پسامدرنیته در جهت توسعه پایدار گردشگری شهری می تواند به مدیریت اجرایی گردشگری شهر کمک کند شامل مواردی چون ” 1- تعییین وضعیت بازدیدکنندگان از شهر و ویژگی بازار ایده آل برای آنها می باشد.2- بررسی امکان افزایش طول زمان ماندگاری و ایجاد بازارهای تخصصی.3- در نظر گرفتن نیاز اسکان و مکان های اقامتی گروه های هدف. 4- در نظر گرفتن خرده فروشی های آینده و نیازهای سکونتی، چگونگی رفع این نیازها و محل لازم برای آنها.5- ایجاد برنامه مدیریتی کارآمد. 6- در نظر داشتن سازو کارهای برنامه ریزی بر اساس اطلاعات برای پاسخگویی به تغییرات آینده. 6- ترویج شرکت فعال محلی به منظور تضمین اینکه ساکنان شهر بخشی از فرایند برنامه ریزی باشند و سودآوری گردشگری به وسیله آنها و برای آنها باشد. 7- به وجود آوردن فرصت ها، دوره های آموزشی و مشاغل در حیطه محلی. 8- تکیه بر نیازهای فرهنگی و آموزشی بازدید کنندگان و افراد اجتماعات محلی. 9-حمایت از ابتکارات محلی.” در مجموع این راهکارها در مدیریت گردشگری شهری عصر پسامدرن منجربه به«1- پایداری منابع مورد استفاده 2-کاهش مصارف اضافی و زائد3- حفظ تنوع و گوناگونی منابع محیطی 4-هماهنگی و برنامه ریزی 5-حمایت از اقتصاد محلی 6-توجه به ویژگی های فرهنگی جوامع محلی7- مشارکت محلی مردم در تصمیم گیری ها 8- آموزش کارکنان9- بازاریابی مسئولانه و قوی10- انجام فعالیت های پژوهشی در این زمینه11- رعایت استاندارد های زیست محیطی و بهداشتی 12- توزیع مناسب درآمدها و زیر ساخت ها در سطح شهر ( عدالت اجتماعی و عدالت جغرافیایی).» خواهد شد ( همان: 201-200(

2-11- گردشگری

لغت گردشگری در لغت فرنگی به معنای سیاحت در داخل یک کشور یا کشورهای خارجی است ، در حالی که در لغت فارسی (جهانگردی) به جهان را گشتن و سیر آفاق کردن معنی می دهد و سفر های داخلی را در بر نمی گیرد . با این حال امروزه گردشگری شهری به عنوان یکی از انواع گردشگری مطرح بوده و در این تحقیق نیز گردشگری شهری مورد نظر می باشد.

گردشگری به سه شکل صورت می گیرد:

الف-گردشگری داخلی : ساکنان یک کشور که فقط داخل آن کشور مسافرت می کنند.

ب- گردشگری خارجی ها : افرادی که ساکن یک کشور نیستند و به آن کشور مسافرت می کنند.

ج- گردشگری خارجی : افراد ساکن یک کشور که به خارج از آن کشور مسافرت می کنند.

 

2-12- گردشگری طبق تعریف سازمان

در سال 1991، سازمان جهانی جهانگردی و دولت کانادا “کنفرانس بین المللی درباره مسافرت و آمارهای جهانگردی” را در اتاوا تشکیل دادند که در زمینه تعریف واژگان، اصطلاحات و طبقه بندی آنها تصمیماتی گرفتند و واژگان و اصطلاحاتی که در زیر می آید مبتنی بر تعریف هایی است که سازمان جهانی جهانگردی ارائه کرده:

الف- جهانگردی یا گردشگری (Tourism)

کارهایی که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیت های دیگر است(Hall, C. M, 2002;36) .

ب-جهانگرد یا گردشگر (Tourist)

(دیدار کننده یک شبه) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی، در محل مورد بازدید به سر برد( Cooke, K., 1982;52).

گردشگر یک روزه (Same day visitor

(کسی که به تفریح می رود) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود ولی شب را در آنجا نمی گذراند.

 

(به گردشگری باید از دیده تعاملی بین عرضه و تقاضا نگریست ؛ طراحی و توسعه یک محصول ، به منظور مرتفع ساختن یک نیاز.همین تعامل است که آثار اقتصادی ، زیست محیطی ، اجتماعی ، فرهنگی و دیگر آثار را تعریف می کند.)

گردشگری از بعد عرضه شامل همه خدمات و ویژگیهایی می شود که در کنار هم قرار می گیرند ، تا آنچه را که مسافر می خواهد ، فراهم آورند.

 

گردشگری را می توان در سه سطح مورد بررسی قرار داد :

سطح اول : سیاست های گردشگری و چارچوب استراتژی ، دستگاه دولتی متولی گردشگری

سطح دوم : هتل ها ، اسکان ، پذیرایی (تهیه و ارائه غذا) جاذبه ها ، حمل و نقل

سطح سوم : شبکه خدمات حمایتی (پلیس ، اداره پست ، گمرک ، رسانه ها ، بانک ها و …..

گردشگر

در سال 1925 کمیته مخصوص آمار گیری مجمع ملل افراد زیر را جهانگرد شناخت :

الف- کسانی که برای تفریح و دلایل شخصی با مقاصد پزشکی و درمانی سفر می کنند؛

ب- کسانی که برای شرکت در کنفرانس ها ، نمایشگاه ها ، مراسم مذهبی ، مسابقات ورزشی و از این قبیل به کشورهای دیگر می روند ؛

ج- کسانی که به منظور بازاریابی و امور بازرگانی مسافرت می کنند؛

د-  افرادی که با کشتی مسافرت می کنند و در بندری در مسیر راه تا 24 ساعت اقامت می نمایند.

در سال 1937نیز کمیته ویژه در رم جهت بررسی پاره ای از مسائل صنعت گردشگری تشکیل گردید و مفهوم گردشگر تفریحی به این شرح ارائه شد: افرادی که در یک دوره 24 ساعته یا بیشتر به یک کشور خارجی سفر می کنند گردشگر خوانده می شوند.این کمیته مسافرت های زیر را به عنوان حرکت هایی گردشگرانه به شمار آورد :

 

الف-افرادی که در جهت خوش گذرانی، دلایل شخصی و یا مسائل بهداشتی به مسافرت می روند.

ب- افرادی که برای شرکت در کنفرانس مسافرت می کنند.

ج-افرادی که جهت انجام کارهای بازرگانی مسافرت می کنند.

د-افرادی که به یک گردش دریایی می روند.(رضوانی ، علی اصغر ،1374:16)

 

همچنین در سال 1963 از طرف سازمان ملل و براساس پیشنهاد “کنفرانس بین المللی ترانسپورت و گردشگری” آن سازمان در رم تعریفی دیگر از گردشگر به تصویب رسید که قابل توجه است:

گردشگر یا بازدیدکننده موقت کسی است، که به منظور تفریح، استراحت، گذران تعطیلات، بازدید از نقاط دیدنی، انجام امور پزشکی، درمانی و معالجه، تجارت، ورزش، زیارت، دیدار از خانواده، ماموریت و شرکت در کنفرانس ها، به کشوری غیر از کشور خود سفر می کند، مشروط به اینکه حداقل مدت اقامت او از 24 ساعت کمتر و از 3 ماه بیشتر نبوده و کسب شغل و پیشه هم مد نظر نباشد.

“برنکر” عضو انستیتوی بررسی گردشگری وین در تعریف گردشگر می نویسد: هنگامی که تعدادی از افراد یک کشور به طور موقت محل اقامت خویش را ترک نموده و  به منظور گذران تعطیلات، بازدید از آثار تاریخی، شرکت در مسابقات و کنفرانس ها، دیدن اقوام و خویشان، از نقطه ای به نقطه دیگر بروند، گردشگری آغاز می گردد.

“گیلوی” یکی از کارشناسان برجسته اقتصادی اروپا، در تعریف گردشگر می نویسد: تمام افرادی که کشور خود را به مقصد کشوری دیگر ترک و کمتر از یک سال در خارج اقامت نموده و برای هزینه اقامت خود هیچ گونه درآمدی در کشور مورد بازدید نداشته باشند، گردشگر شناخته می شوند.

بنا به تعریفی دیگر عامل گردشگری کسی است که عمل گردشگری را انجام می دهد و به سه دسته تقسیم می شود:

 

الف . گردشگریهایی که از خارج وارد کشور می شوند؛

ب . گردشگریهایی که مقیم کشور خود هستند و در داخل کشورشان مسافرت می کنند؛

ج . گردشگرهایی که مقیم کشور خود هستند و در خارج کشورشان مسافرت می کنند.

انگیزه این گونه افراد از مسافرت، تفریح، معالجه، تجارت، تحقیق، زیارت، ماموریت و نظایر آن است.

به دیگر سخن گردشگری کسی است که بیش از یک شب و کمتر از 3 ماه در یک محل اقامت کند. بنا به سند آمارگیری مجمع ملل افراد زیر را می توان به عنوان گردشگر باز شناخت:

کسانی که برای تفریح و دلایل شخصی یا مقاصد پزشکی و درمانی، شرکت کنندگان در کنفرانس ها، نمایشگاهها، مراسم مذهبی، مسابقات ورزشی و بازاریابی سفر می کنند (مهدی زاده ،جواد1383:28).